
روزی معلم دهکده به یکی از شاگردانش گفت که باید به دور دنیا سفر کند و بر علم خود بیفزاید. سپس شاگرد از استاد پرسید که مرا نصیحت کن. استاد گفت به این پند ها گوش کن:
۱ـ کسی که هیچ نمی داند و نمی داند که هیچ نمی داند بدان که احمق است.از او دوری کن.
۲ـ کسی که هیچ نمی داند اما می داند که نمی داند بدان که او یک بچه است. او را بیاموز.
۳ـ او که می داند و نمی داند که می داند خواب است. بیدارش کن.
۴ـ کسی که می داند و می داند که می داند او عالم است. دنبالش برو.
معلم مکثی کرد و گفت: اما پسرم این بسیار سخت است که مطمئن شوی کسی می داند و می داند که می داند.